برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی explode به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل explode
(فعل) منفجر شدن یا منفجر کردن – زیر خنده زدن یا زیر گریه زدن یا ناگهان عصبانی یا خطرناک زدن (مثال دوم) – به سرعت یا با شدت رشد کردن یا گسترش یافتن
Black holes are left behind by exploding stars called supernovas.
چاله های سیاه رنگی که از انفجار ستاره باقی می ماند را ابرنواختر کی می نامند.
Suddenly Charles exploded with rage.
چالز ناگهان از خشم منفجر شد.
The population is exploding in that part of the world.
آلودگی به شدت در این بخش از زمین در حال رشد است. (در حال گسترش است)
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) ثابت کردن یا نشان دادن نادرستی چیزی
She hopes that this book will explode myths about poverty and intelligence.
او امیدوار است که این کتاب افسانه های مربوط به فقر و هوش را رد کند.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره explode، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

