koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی explode به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

explode

فعل

US /ɪkˈsploʊd/

explodes; exploded; exploding

(فعل) منفجر شدن یا منفجر کردن – زیر خنده زدن یا زیر گریه زدن یا ناگهان عصبانی یا خطرناک زدن (مثال دوم) – به سرعت یا با شدت رشد کردن یا گسترش یافتن

Black holes are left behind by exploding stars called supernovas.

چاله های سیاه رنگی که از انفجار ستاره باقی می ماند را ابرنواختر کی می نامند.

Suddenly Charles exploded with rage.

چالز ناگهان از خشم منفجر شد.

The population is exploding in that part of the world.

آلودگی به شدت در این بخش از زمین در حال رشد است. (در حال گسترش است)

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) ثابت کردن یا نشان دادن نادرستی چیزی

She hopes that this book will explode myths about poverty and intelligence.

او امیدوار است که این کتاب افسانه های مربوط به فقر و هوش را رد کند.