برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bird به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bird
(اسم) پرنده (دو مثال اول) – یک آدم – دختر (به نوعی توهین آمیز) - a bird in the hand is worth two in the bush کنایه از به داشته های خود چسبیدن - (as) free as a bird کاملا آزاد - birds of a feather flock together شبیه به هم از نظر اعتقاد و غیره - for the birds بی ارزش
Birds were singing in the trees.
پرندگان روی درخت ها در حال آواز خواندن بودند.
a flock of birds
دسته ای از پرندگان
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) flip/give sb the bird انگشت وسط را برای توهین کردن به کسی نشان دادن - kill two birds with one stone با یک تیر دو نشان زدن - the birds and the bees حقایق رابطه جنسی را به بچه گفتن - the early bird catches/gets the worm اینکه کسی که قبل از همه موقعیت انجام کاری را پیدا کرد نسبت به آن ها برتری دارد
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره bird، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

