برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی address به فارسی
معنی address به عنوان اسم
(اسم) آدرس، نشانی (دو مثال اول) – سخنرانی رسمی برای گروهی از مردم (مثال سوم) – keynote address سخنرانی اصلی و مهم یک همایش، کنفرانس یا رویداد که معمولاً نکات اصلی و مهم موضوع مورد بحث را بیان میکند – form/style/mode/term of address نام یا عنوانی که برای خطاب کردن فردی در هنگام صحبت کردن یا نوشتن به کار میرود (مثال آخر)
What’s your new address?
آدرس جدید شما چیست؟
a Web address
یک آدرس اینترنتی
She gave an address to the people.
او برای مردم سخنرانی کرد.
These polite titles are now used as intimate forms of address between a couple.
این عنوانهای محترمانه اکنون بهعنوان شیوههای خطاب صمیمانه بین زوجها استفاده میشوند.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) address به معنی آدرس یا نشانی محل زندگی، محل کار یا یک مکان – address به معنی سخنرانی یا صحبت رسمی برای گروهی از مردم – address به معنی نحوه خطاب کردن یک فرد با نام، عنوان یا عبارت خاص
معنی address به عنوان فعل
(فعل) نام و آدرس یک فرد یا مکان را روی پاکت نامه، بسته، فرم یا درخواست کتبی و غیره نوشتن (دو مثال اول) – مستقیماً با فرد یا گروهی صحبت کردن یا خطاب قرار دادن آنها (مثال سوم) – استفاده کردن از نام یا عنوان خاصی هنگام صحبت کردن با کسی یا نوشتن برای او (مثال آخر)
That letter was addressed to me.
آن نامه خطاب به من بود.
Address your application to the Manager.
درخواست خود را خطاب به مدیر بنویسید.
She ignored most of the people in the room, addressing only the man who was sitting next to her.
او بیشتر افراد داخل اتاق را نادیده گرفت و فقط با مردی که کنار او نشسته بود صحبت کرد.
He likes to be addressed as "Sir".
او دوست دارد با عنوان «آقا» خطاب شود.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) مستقیماً کسی را خطاب کردن یا چیزی را مستقیماً به او گفتن (مثال اول) – سخنرانی کردن یا برای گروهی از مردم صحبت کردن – به یک مشکل، موضوع یا مسئله پرداختن و آن را بررسی یا حل کردن (مثال دوم) – address (oneself) to (someone or something) خود را متوجه یا متمرکز کردن بر یک شخص، موضوع یا مشکل خاص (مثال آخر)
She never addressed him directly.
او هرگز مستقیماً با او صحبت نکرد.
Chapter 10 addresses the problem of funding.
فصل دهم به مشکل تأمین مالی میپردازد.
I needed to address myself to the burst pipe in my basement.
من باید به لوله ترکیده در زیرزمینم رسیدگی میکردم.
(فعل – کاربرد مهم) address a problem/issue/question به یک مشکل، موضوع یا سؤال پرداختن، آن را بررسی کردن و برای حل یا پاسخ دادن به آن اقدام کردن
We need to address this problem quickly.
ما باید به این مشکل سریع رسیدگی کنیم.
The government must address the issue.
دولت باید به این موضوع رسیدگی کند.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره address، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام


