برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی gap به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل gap
(اسم) جای خالی – خلا زمانی یا وقفه (مثال دوم) – خلا یا نبود کمبود چیزی
She has a gap between her front teeth.
او بین دندان ها جلویی اش یک جای خالی دارد.
After a gap of five years, Sara decided to go back to work full-time.
بعد از یک خلا زمانی 5 ساله، سارا تصمیم گرفت تا برگردد و تمام وقت کار کند.
Some people read to fill in gaps in their education.
بسیاری از افراد برای جبران کمبود آموزش خودشان، مطالعه می کنند.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) تفاوت و شکاف بین مردم
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره gap، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


