برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی gap به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل gap
(اسم) جای خالی – خلا زمانی یا وقفه (مثال دوم) – خلا یا نبود کمبود چیزی
She has a gap between her front teeth.
او بین دندان ها جلویی اش یک جای خالی دارد.
After a gap of five years, Sara decided to go back to work full-time.
بعد از یک خلا زمانی 5 ساله، سارا تصمیم گرفت تا برگردد و تمام وقت کار کند.
Some people read to fill in gaps in their education.
بسیاری از افراد برای جبران کمبود آموزش خودشان، مطالعه می کنند.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) تفاوت و شکاف بین مردم
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره gap، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

