برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی shin به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل shin
(اسم) ساق پا – گوشت و استخوان ساق پای یک گاو
shin
فعل
shins; shinned; shinning
(فعل) بالا رفتن (همراه با up) یا پایین آمدن (همراه با down)
Sara shinned up the tree.
سارا از درخت بالا رفت.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره shin، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

