بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی coach به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل coach

coach

اسم

US تلفظ صوتی/ˈkoʊtʃ/

coaches

(اسم) مربی – جای ارزان قیمتی در هواپیما، بلیط درجه دو – (در قطار) کابین درجه سه – دلیجان یا کالسکه که با اسب کشیده می شود – همچنین به معنی اتوبوس هم است

a basketball coach

یک مربی بسکتبال

an acting coach

یک مربی بازیگری

We were in coach on the flight to Seattle.

ما در پرواز به سمت سیاتل در قسمت ارزان قیمت هواپیما بودیم.

coach

فعل

coaches; coached; coaching

(فعل) آموزش دادن، تمرین دادن – coaching (اسم، صفت) مربی گری، مربی (مثال دوم)

She has coached hundreds of young singers.

او صدها خواننده جوان را آموزش داده است.

the team's coaching staff

تیم مربی گری (کادر فنی)

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره coach، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش تصویری برق ساختمان