برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bright به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bright
(صفت) درخشان، پر نور (مثال اول) – پر رنگ (مثال دوم) – باهوش (مثال سوم) – هوشمندانه (مثال آخر)
a bright flame
یک شعله درخشان
a bright blue
آبی پر رنگ
a bright girl
در دختر باهوش
a bright suggestion
یک پیشنهاد هوشمندانه
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) از سر شادی (مثال اول) – پر امید، درخشان (مثال دوم) - bright and early خیلی زود - bright-eyed and bushy-tailed شاد و پر انرژی - bright spot اتفاق خوبی یا نکته مثبتی در یک مشکل یا شرایط سخت - on the bright side در نیمه پر لیوان، قسمت خوب ماجرا (مثال سوم) – brightly (قید) به شکل درخشانی – brightness (اسم) درخشش، درخشندگی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره bright، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


