برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی charm به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل charm
(اسم) طلسم یا افسون که از بدی اقبال جلوگیری میکند (مثال اول) – چیز کوچکی که روی گردنبند یا دستبند کار میکنند (مثال دوم) – دلربایی یا فریبندگی (دو مثال آخر)
She keeps a horseshoe as a good luck charm.
او یک نعل اسب را به عنوان یک افسون خوش شانسی نگه میدارد.
a charm bracelet
یک دستبند با زیور آلات (مثلا به دستبند یک قلب طلایی وصل شده)
The new curtains add charm to the room.
پرده های جدید اتاق را دلربا می کند.
a woman of great charm
یک زن با دلربایی بسیار
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) the third time is the charm تا سه نشه بازی نشه - work like a charm خیلی خوب کار کردن (مثال اول)
This new software renders 4K video like a charm.
این نرم افزار جدید ویدیو ها با کیفیت 4k را خیلی خوب پردازش میکند.
charm
فعل
charms; charmed; charming
(فعل) سحر کردن، افسون کردن – دلربایی کردن، جذب کردن، خوشحال کردن (دو مثال اول)
My brother charms everyone he meets.
برادر من هر کسی که ملاقات می کند را جذب میکند.
a story that has charmed generations of children
داستانی که نسل هایی از کودکان را جذب خود کرده است
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره charm، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


