koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی charm به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

charm

اسم

US /ˈtʃɑɚm/

charms

(اسم) طلسم یا افسون که از بدی اقبال جلوگیری میکند (مثال اول) – چیز کوچکی که روی گردنبند یا دستبند کار میکنند (مثال دوم) – دلربایی یا فریبندگی (دو مثال آخر)

She keeps a horseshoe as a good luck charm.

او یک نعل اسب را به عنوان یک افسون خوش شانسی نگه میدارد.

a charm bracelet

یک دستبند با زیور آلات (مثلا به دستبند یک قلب طلایی وصل شده)

The new curtains add charm to the room.

پرده های جدید اتاق را دلربا می کند.

a woman of great charm

یک زن با دلربایی بسیار

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) the third time is the charm تا سه نشه بازی نشه - work like a charm خیلی خوب کار کردن (مثال اول)

This new software renders 4K video like a charm.

این نرم افزار جدید ویدیو ها با کیفیت 4k را خیلی خوب پردازش میکند.

charm

فعل

charms; charmed; charming

(فعل) سحر کردن، افسون کردن – دلربایی کردن، جذب کردن، خوشحال کردن (دو مثال اول)

My brother charms everyone he meets.

برادر من هر کسی که ملاقات می کند را جذب میکند.

a story that has charmed generations of children

داستانی که نسل هایی از کودکان را جذب خود کرده است