برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی unconscious به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل unconscious
(صفت) بی هوش (مثلا به دلیل بیماری یا دارو) – نا آگاه، جاهل بودن نسبت به چیزی (مثال دوم) – ناخواسته، غیر عمد، ناخودآگاه (مثال سوم) – unconsciousness (اسم) بیهوشی – unconsciously (قید) ناخواسته
unconscious
اسم
(اسم) ضمیر ناخودآگاه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره unconscious، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

