koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی contrast به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

contrast

اسم

US /ˈkɑːnˌtræst/

contrasts

(اسم) متفاوت، مغایرت – کنتراست تصویر (تفاوت دو رنگ)

She is quite petite, in contrast with her tall sister.

او بر خلاف خواهر بلند خود خیلی کوچک است. (in contrast: برخلاف)

She was wearing a black dress, so the photographer suggested using a white background for contrast.

او لباس مشکی پوشیده بود پس عکاس استفاده از یک پس زمینه سفید را برای کنتراست پیشنهاد داد.

contrast

فعل

US /kənˈtræst/

contrasts; contrasted; contrasting

(فعل) مقایسه کردن دو نفر یا دو چیز تا تفاوت آن ها معلوم شود (برای مقایسه شباهت ها از واژه compare استفاده می شود) – مغایر بودن با (مثال سوم)

It is interesting to contrast the British legal system with the American one.

مقایسه تفاوت های سیستم قضایی انگلیس و آمریکا جذاب است.

In contrast to/with last year's profits, the company is not doing very well.

در مقایسه با سود سال گذشته، این شرکت وضعیت خیلی خوبی ندارد.

Her actions and her promises contrasted sharply.

اعمال او به صورت واضحی مغایر با قول های او هستند.