برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی contrast در انگلیسی
معنی و کاربرد contrast به عنوان اسم و فعل
(اسم) تفاوت یا تضاد آشکار بین دو نفر یا دو چیز – کنتراست تصویر، تفاوت واضح بین رنگها یا قسمتهای روشن و تاریک
She is quite petite, in contrast with her tall sister.
او جثه بسیار ظریفی دارد، در مقایسه با خواهر قدبلندش. (in contrast: برخلاف)
She was wearing a black dress, so the photographer suggested using a white background for contrast.
او لباس مشکی پوشیده بود پس عکاس استفاده از یک پس زمینه سفید را برای کنتراست پیشنهاد داد.
(فعل) مقایسه کردن دو نفر یا دو چیز تا تفاوت آن ها معلوم شود (برای مقایسه شباهت ها از واژه compare استفاده می شود) – مغایر بودن با (مثال سوم)
It is interesting to contrast the British legal system with the American one.
مقایسه تفاوت های سیستم قضایی انگلیس و آمریکا جذاب است.
In contrast to/with last year's profits, the company is not doing very well.
در مقایسه با سود سال گذشته، عملکرد شرکت چندان خوب نیست.
Her actions and her promises contrasted sharply.
اعمال او و وعدههایش بهشدت با یکدیگر در تضاد بودند.
تفاوت contrast و compare
compare = مقایسه کردن دو یا چند چیز برای بررسی شباهتها و تفاوتهای آنها.
contrast = مقایسه کردن دو چیز با تمرکز بر تفاوتها و تضادهای آنها.
compare دامنه گستردهتری دارد و میتواند هم شباهتها و هم تفاوتها را بررسی کند؛ contrast بیشتر روی تفاوتها و تضادها تمرکز دارد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره contrast، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

