برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی host به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل host
(اسم) میزبان یک میهمانی یا میزبان یک میهمان – مجری برنامه تلویزیونی و غیره – حیوان یا گیاهی که درون یک حیوان یا گیاه دیگر زندگی می کند یا از آن تغذیه می کند
We were greeted at the front door by our host.
میزبانمان جلوی در به ما خوش آمد گفت.
مجری یک برنامه گفت و گو
Such viruses enter the host cell and then rapidly multiply inside the cell before killing it.
ویروس های اینچنینی وارد سلول میزبان می شوند و سپس قبل از اینکه آن سلول را بکشند، به سرعت درون آن تکثر می شوند.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) انبوه، شمار زیاد - play host to میزبانی کردن
host
فعل
hosts; hosted; hosting
(فعل) میزبانی کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره host، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


