برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی neck به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل neck
(اسم) گردن – گردن لباس – قسمت باریک چیزی (مثال سوم)
She rubbed her neck.
او گردنش را ماساژ داد.
She wore a turtleneck under her jacket.
او زیر ژاکتش یک یقه اسکی پوشیده بود. (turtleneck -- / ˈtɜːrtlnek / )
a vase with a long neck
یک گلدان با گردن بلند
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره neck، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

