برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی old به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل old
(صفت) پیر، پیری، قدیمی – سن – قبلی، قدیمی (مثال آخر)
یک مرد مسن اینجا زندگی می کند.
in her old age
در سن پیری اش
He’s one of my oldest friends.
او یکی از قدیمی ترین دوستان من است.
a 15-year-old
15 ساله
I'm old enough to make my own decision.
من به اندازه ای سن دارم که خودم تصمیم بگیرم.
my old house
خانه قبلی من
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره old، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


