koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی hot به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

hot

صفت

US /ˈhɑːt/

hotter; hottest

(صفت) داغ – پر طرفدار – خیلی خوب و پر انرژی

a hot day

یک روز داغ

a hot new restaurant

یک رستوران پر طرفدار

The show isn’t so hot.

این برنامه خیلی پر انرژی نیست.

(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) پر بحث و داغ یا پر سر و صدا – عصبانی، بد خلق – (در مورد غذا) تند یا داغ

a hot concept/idea

یک مفهوم / ایده داغ

She’s hot-tempered.

او بد خلق است.

hot chili

فلفل تند

(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) اخیرا دزدیده شده، مسروقه – از نظر جنسی جذاب یا یک عمل جنسی پر هیجان

Those CD players are so cheap, they must be hot.

این پخش کننده های cd خیلی ارزان هستند، باید مسروقه باشند.

(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) blow/go hot and cold نظر خود را مدام درباره دوست داشتن یا خواستن چیزی تغییر دادن - hot and heavy از نظر جنسی فعال - hot on الف:خیلی مشتاق ب: خیلی جدی ب: خیلی درباره چیز دانش داشتن - hot tip اطلاعات ارزشمند که به کسب درآمد شما کمک میکند - hot to trot خیلی مشتاق به داشتن رابطه جنسی - hot under the collar عصبانی یا ناراحت - like a (hot) knife through butter1 خیلی سریع و آسان - strike while the iron is hot تا فرصت هست کاری را انجام دادن

hot

فعل

hots; hotted; hotting

(فعل) hot up دوست داشتنی تر شدن