برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی hot به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل hot
(صفت) داغ – پر طرفدار – خیلی خوب و پر انرژی
a hot day
یک روز داغ
a hot new restaurant
یک رستوران پر طرفدار
The show isn’t so hot.
این برنامه خیلی پر انرژی نیست.
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) پر بحث و داغ یا پر سر و صدا – عصبانی، بد خلق – (در مورد غذا) تند یا داغ
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) اخیرا دزدیده شده، مسروقه – از نظر جنسی جذاب یا یک عمل جنسی پر هیجان
Those CD players are so cheap, they must be hot.
این پخش کننده های cd خیلی ارزان هستند، باید مسروقه باشند.
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) blow/go hot and cold نظر خود را مدام درباره دوست داشتن یا خواستن چیزی تغییر دادن - hot and heavy از نظر جنسی فعال - hot on الف:خیلی مشتاق ب: خیلی جدی ب: خیلی درباره چیز دانش داشتن - hot tip اطلاعات ارزشمند که به کسب درآمد شما کمک میکند - hot to trot خیلی مشتاق به داشتن رابطه جنسی - hot under the collar عصبانی یا ناراحت - like a (hot) knife through butter1 خیلی سریع و آسان - strike while the iron is hot تا فرصت هست کاری را انجام دادن
hot
فعل
hots; hotted; hotting
(فعل) hot up دوست داشتنی تر شدن
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


