برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی wild به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل wild
(صفت) وحشی – بکر، دست نخورده، طبیعی (توسط آدمی استفاده نمی شود یا آدمی در آن نقش ندارد – مثال دوم)
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) کنترل نشده و خطرناک، وحشی (دو مثال اول) – خیلی هیجان زده (مثال سوم)
The boy is wild and completely out of control.
این پسر، وحشی و کاملا خارج از کنترل است.
She was completely wild in high school.
او در دبیرستان کاملا کنترل نشده بود.
جمعیت بسیار هیجان زده شد.
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) محاسبه نشده، نامعقول، نامناسب (دو مثال اول) - be wild about چیزی یا کسی را خیلی دوست داشتن (مثال سوم) - sow your (wild) oats داشتن روابط جنسی متعدد مخصوصا در جوانی
wild accusations
اتهامات نامعقول
a wild guess
یک حدس محاسبه نشده
She was just wild about that jazz band.
او خیلی به آن گروه جاز علاقه داشت.
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) wild and woolly کنترل نشده، وحشی – wildness (اسم) بکر بودن، وحشی بودن، خارج از کنترل بودن
wild
اسم
(اسم) the wilds صحرا، بیابان (سرزمین یا هر جایی که دور از شهر و مناطق مسکونی باشد) - the wild طبیعت
wild
قید
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره wild، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


