koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی down به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

down

قید

US /ˈdaʊn/

(قید) به پایین، در پایین – از یک حالت ایستاده به یک حالت نشسته یا دراز کشیده – در یک سطح یا درجه پایین تر

The cat jumped down from the chair.

گربه از صندلی به پایین پرید.

He had to go and lie down for a while.

او باید برود و برای مدتی دراز بکشد.

Prices have gone down recently.

قیمت ها این اواخر کاهش یافته است.

(قید – ادامه بررسی معنی واژه) روی کاغذ، در لیست

I always write everything down.

من همیشه هر چیزی را روی کاغذ می نویسم. (یا: من همیشه هر چیزی را می نویسم)

down

حرف اضافه

(حرف اضافه) از بالا چیزی به پایین – پایین - down the drain یا down the gurgler هدر رفتن، خراب شدن - down to the wire تا لحظه آخر (مثال سوم) - shove something down someone’s throat کسی را به پذیرش چیز نامطلوبی مجبور کردن - down on someone/something از کسی یا چیزی عصبانی بودن یا نا امید بودن - (down) in the dumps ناراحت

The stone rolled down the hill.

سنگ از بالای تپه با پایین غلتید.

He lives just down the street.

او پایین همین خیابان زندگی می کند.

Negotiations are likely to go down to the wire.

مذاکرات احتمالا تا لحظه آخر ادامه یابد.