koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی cream به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

cream

اسم

US /ˈkriːm/

creams

(اسم) خامه – کرم – رنگ خامه ای

Would you like milk or cream in your coffee?

آیا دوست دارید شیر یا خامه در قهوه خود داشته باشید؟

The doctor prescribed a new cream for the rash.

دکتر کرم جدیدی برای جوش تجویز کرد.

cream

صفت

(صفت) رنگ خامه ای

a cream carpet

یک فرش به رنگ خامه ای

cream

فعل

creams; creamed; creaming

(فعل) هم زدن مواد غذایی به طوری که نرم شوند (مثال اول) – به راحتی شکست دادن یک تیم - cream off الف: بهترین قسمت چیزی را برداشتن (مثال دوم) ب: چیزی یا کسی را برای خود کنار گذاشتن

Cream the butter and sugar together.

کره و شکر را با هم، هم بزنید.

to cream off the brightest kids

انتخاب کردن هوش ترین بچه ها