برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی cream به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل cream
(اسم) خامه – کرم – رنگ خامه ای
cream
صفت
(صفت) رنگ خامه ای
a cream carpet
یک فرش به رنگ خامه ای
cream
فعل
creams; creamed; creaming
(فعل) هم زدن مواد غذایی به طوری که نرم شوند (مثال اول) – به راحتی شکست دادن یک تیم - cream off الف: بهترین قسمت چیزی را برداشتن (مثال دوم) ب: چیزی یا کسی را برای خود کنار گذاشتن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره cream، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


