برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی virus به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل virus
(اسم) ویروس – یک بیماری ویروسی (مثال دوم) – ویروس کامپیوتری
the flu/influenza virus
ویروس آنفولانزا
He’s had a virus for several days.
او برای چند روز یک بیماری ویروسی داشت.
Mydoom was one of the worst computer viruses outbreak in history which caused estimated damage of $38 billion in 2004.
مایدام (سرنوشت من) یک از بدترین ویروس های کامپیوتری بود که در تاریخ منتشر شده است که خسارت تخمینی 38 میلیون دلار در سال 2004 را سبب شد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره virus، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

