برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی full-time به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل full-time
full-time
صفت
(صفت) تمام وقت - full–timer (اسم) کسی که تمام وقت کار میکند
full-time job
کار تمام وقت (کاری که وقت کاری نرمال را پر میکند یا کاری که همه وقت کسی را میگیرد)
full-time
قید
(قید) تمام وقت
He worked full-time at the office.
او تمام وقت در اداره کار میکرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره full-time، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام