برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی battery به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل battery
(اسم) باتری (مثال اول) – a battery of something مجموعه، گروهی از چیزهای مشابه (مثال دوم) – چندین سلاح سنگین که با هم کار میکنند، آتشبار (مثال سوم)
a car battery
باتری خودرو
گروهی از تست های پزشکی
The shore battery opened fire.
آتشبار ساحلی شروع به شلیک کرد.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) جرم ضرب و شتم (مثال اول) - assault and battery جرم ضرب و شتم – (در بیسبال) پرتاب کننده و گیرنده یک تیم - recharge your batteries استراحت کردن برای بازیابی توان
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره battery، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


