koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی battery به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

battery

اسم

US /ˈbætəri/

batteries

(اسم) باتری (مثال اول) – a battery of something مجموعه، گروهی از چیزهای مشابه (مثال دوم) – چندین سلاح سنگین که با هم کار میکنند، آتشبار (مثال سوم)

a car battery

باتری خودرو

a battery of medical tests

گروهی از تست های پزشکی

The shore battery opened fire.

آتشبار ساحلی شروع به شلیک کرد.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) جرم ضرب و شتم (مثال اول) - assault and battery جرم ضرب و شتم – (در بیسبال) پرتاب کننده و گیرنده یک تیم - recharge your batteries استراحت کردن برای بازیابی توان

She was found guilty of battery.

او به جرم ضرب و شتم گناهکار شناخته شد.