برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی battery به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل battery
(اسم) باتری (مثال اول) – a battery of something مجموعه، گروهی از چیزهای مشابه (مثال دوم) – چندین سلاح سنگین که با هم کار میکنند، آتشبار (مثال سوم)
a car battery
باتری خودرو
گروهی از تست های پزشکی
The shore battery opened fire.
آتشبار ساحلی شروع به شلیک کرد.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) جرم ضرب و شتم (مثال اول) - assault and battery جرم ضرب و شتم – (در بیسبال) پرتاب کننده و گیرنده یک تیم - recharge your batteries استراحت کردن برای بازیابی توان
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره battery، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

