برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی quiz به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل quiz
(اسم) کوئیز یا امتحان محدود (کتبی یا شفاهی – مثال اول) – بازی یا رقابتی که مبتنی بر پاسخ به پرسش است
quiz
فعل
quizzes; quizzed; quizzing
(فعل) سوال پرسیدن از کسی درباره چیزی (معمولا با on یا about همراه است – مثال اول) – امتحان گرفتن
Three men have been quizzed about the murder.
از سه نفر درباره آن قتل سوال شده است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره quiz، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

