برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی damp به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل damp
(صفت) کمی خیس، مرطوب، نم دار - damp squib چیزی که انتظار میرفت هیجان انگیز، موثر و ... باشد ولی ناامید کننده از آب در آمد
damp
اسم
(اسم) نم
There was damp everywhere in the house.
همه جای خانه را نم برداشته بود.
damp
فعل
damps; damped; damping
(فعل) نم برداشتن - ضعیف کردن (dampen)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره damp، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

