برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی damp به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل damp
(صفت) کمی خیس، مرطوب، نم دار - damp squib چیزی که انتظار میرفت هیجان انگیز، موثر و ... باشد ولی ناامید کننده از آب در آمد
damp
اسم
(اسم) نم
There was damp everywhere in the house.
همه جای خانه را نم برداشته بود.
damp
فعل
damps; damped; damping
(فعل) نم برداشتن - ضعیف کردن (dampen)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره damp، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

