برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی define به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل define
(فعل) تعریف کردن و توضیح دادن چیزی مانند یک واژه – نشان دادن یا تعریف کردن طبیعت یا مقدار چیزی
The term ‘mental illness’ is difficult to define.
تعریف اصطلاح (بیماری روانی) دشوار است.
It is difficult to define what makes him so popular.
توصیف آنچه که او را خیلی محبوب می کند دشوار است.
The dark figures are sharply defined on the white background.
شکل های تیره به وضوح روی پس زمینه سفید نشان داده می شوند.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


