برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی gun به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل gun
(اسم) تفنگ - go great guns خیلی سریع و موثر پیشرفت کردن - hold/put a gun to someone's head مجبور کردن کسی (مثال دوم) - jump the gun عجله کردن - stick to your guns بر اراده یا نظر یا برنامه و غیره خود ثابت قدم ماندن علی رقم مخالفت ها - under the gun تحت فشار و انتقاد شدید بودن - with (all/both) guns blazing در حالی که تفنگ ها در حال شلیک بودند
gun
فعل
guns; gunned; gunning
(فعل) گاز دادن، شتاب دادن به موتور (مثال اول) – پرتاب کردن چیزی با قدرت - gun down به کسی شلیک کردن - gun for (something) برای دستیابی به چیزی مشتاق بودن (مثال دوم) - gun for (someone) برای آسیب رساندن یا شکست کسی تلاش کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره gun، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


