برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی apple به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل apple
(اسم) سیب - rotten apple یا bad apple یک عضو ناهنجار یک گروه - compare apples and/to/with apples مقایسه کردن دو یا چند چیز خیلی شبیه به هم - compare apples and/to/with oranges مقایسه کردن دو یا چند چیز کاملا متفاوت - the apple of someone's eye نور چشم کسی، کسی که برای شخصی بسیار عزیز است (مثال سوم) - upset the apple cart انجام دادن کاری که باعث تغییر یا بهم ریختن یک برنامه یا شرایط و غیره میشود
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره apple، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


