برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی second به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل second
(صفت) دو، دوم، دومین – دیگر(مثال چهارم) – بعد از نوازنده اصلی یک آلت، نواختن، نفر دوم بودن
second gear
دنده دو (مربوط به وسیله نقلیه)
خودروی دوم در سمت چپ
second choice
انتخاب دوم
من یک خودروی دیگر نیاز دارم.
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) every second هر دو - second only to تنها یک واحد ممکن از چیزی پایین تر بودن یا کمتر اهمیت داشتن
second
قید
(قید) دوم، دوما
second
اسم
seconds
(اسم) دوم (مثال اول) – seconds دور دوم غذا که بلافاصله بعد از اولی خورده شود – ثانیه (مثال دوم) – در یک مدت خیلی کم، چند لحظه (مثال سوم)
Her birthday is on the second of May.
تولد او دوم می است.
Hold your breath for six seconds.
نفس خود را برای شش ثانیه نگه دار.
I’ll be back in a second.
من چند لحظه دیگر بر می گردم.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) جنس دسته دوم (مثال اول) – دنده دوم یک وسیله نقلیه (مثال دوم) – کسی که یک نفر در یک مبارزه ماننده بوکس یا دوئل کمک می کند - just a minute/second/moment اینکه از کسی بخواهید کمی صبر کند یا اجازه دهد - just this second الف: چند لحظه قبل ب: در این لحظه - wait a minute/moment/second الف: اینکه از کسی بخواهید که کمی صبر کند ب: وقتی می گویید که متوجه چیزی شده باشد (مثال آخر)
second
فعل
seconds; seconded; seconding
(فعل) second a motion/proposal/amendment etc با پیشنهاد کس دیگری در یک جلسه موافقت کردن – جابجا شدن – seconder (اسم) نفر ثانویه
The proposal was seconded by Senator Paddy Burke.
سناتور پادی بروک با طرح موافقت کرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره second، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


