برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی must به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل must
(فعل کمکی) برای بیان اجبار مجبور بودن – برای نشان دادن تمایل شدید به انجام کاری – برای تاکید کردن که معمولا به صوت I must admit/say/confess استفاده می شود
I must go.
من مجبورم که بروم.
من باید به خواهرم زنگ بزنم.
I must say, it gave me quite a shock.
باید بگم، این واقعاً مرا خیلی شکه کرد.
I must admit I enjoy spending time with you.
باید اعتراف کنم که از وقت گذراندن با تو لذت می برم.
(فعل کمکی – ادامه بررسی معنی واژه) برای اینکه بگویید چیزی احتمالا یا حتما درست است – برای پرسیدن یک سوال که ناراحتی شما را برساند (مثال دوم) - if you must اگر مجبوری
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره must، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


