برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی must به فارسی | کاربرد، تلفظ و مثال
معنی must به عنوان فعل کمکی
(فعل کمکی) برای بیان اجبار یا ضرورت، مجبور بودن یا باید کاری را انجام دادن – برای بیان اینکه گوینده تمایل یا احساس شدیدی به انجام کاری دارد – برای تأکید در عبارتهایی مانند I must admit و I must say به معنی «باید اعتراف کنم» یا «باید بگویم»
I must go.
من باید بروم.
باید بعداً به خواهرم زنگ بزنم.
I must say, it gave me quite a shock.
باید بگویم، این واقعاً من را خیلی شوکه کرد.
I must admit I enjoy spending time with you.
باید اعتراف کنم که از وقت گذراندن با تو لذت میبرم.
(فعل کمکی – ادامه بررسی معنی واژه) برای بیان اینکه چیزی به احتمال زیاد یا با اطمینان زیاد درست است و گوینده بر اساس شواهد به این نتیجه رسیده است – برای پرسیدن سوالی که معمولا نشاندهنده ناراحتی یا اعتراض است (مثال دوم) – if you must اگر اصرار داری یا اگر واقعاً مجبور به انجام آن هستی
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره must، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

