تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

قیمت محصولات آموزشی وب‌سایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینه‌های جاری وب‌سایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزش‌های دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهی‌تان

ترجمه و تحلیل kid

kid

اسم

US تلفظ صوتی/ˈkɪd/

kids

(اسم) بچه – یک بز جوان - new kid on the block یک تازه وارد در یک منطقه

I took the kids to the park.

من بچه ها را به پارک بردم.

He has a wife and two kids.

او یک زن و دو بچه دارد.

kid leather

چرم بز جوان

kid

صفت

(صفت) جوان تر، کم سن تر

my kid sister

خواهر کوچک تر من

kid

فعل

kids; kidded; kidding

(فعل) شوخی کردن با کسی، سر به سر کسی گذاشتن (دو مثال اول) - kid yourself به خود دروغ گفتن، خود را فریب دادن (مثال سوم) - no kidding الف: تاکید کردن بر جدی بودن یک گفته (مثال چهارم) ب: برای بیان شگفتی - No kidding? برای بیان تعجب و شگفتی (جدی؟!) -

I'm just kidding (around).

من فقط دارم شوخی میکردم.

We kidded her about her dirty shoes.

ما درباره کفش های کثیف او با او شوخی کردیم.

Don't kid yourself that no-one else knows.

با این دروغ که کس دیگری خبر ندارد خودت را فریب نده.

I'm scared. No kidding.

بدون شوخی می گویم، من ترسیده ام.

در بخش نظرات پایین صفحه درباره kid، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی