برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی queue به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل queue
(اسم) صفی از مردم یا ماشین ها و غیره (در آمریکایی معمولا از واژه line در این معنی استفاده می شود) – مجموعه ای از دستور العمل ها که در یک وسیله کامپیوتری در صف پردازش هستند (مثال آخر)
queue
فعل
queues; queued; queuing or queueing
(فعل) صف بستن یا در صف بودن (در آمریکایی از واژه line در این معنی استفاده می شود)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره queue، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

