برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی queue به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل queue
(اسم) صفی از مردم یا ماشین ها و غیره (در آمریکایی معمولا از واژه line در این معنی استفاده می شود) – مجموعه ای از دستور العمل ها که در یک وسیله کامپیوتری در صف پردازش هستند (مثال آخر)
queue
فعل
queues; queued; queuing or queueing
(فعل) صف بستن یا در صف بودن (در آمریکایی از واژه line در این معنی استفاده می شود)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره queue، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

