برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی broadcast به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل broadcast
(فعل) پخش کردن در تلویزیون، رادیو ... (مثال اول) – چیزی را به اطلاع بقیه یا عموم رساندن (مثال دوم) – پخش کردن چیزی مانند دانه در یک زمین یا منطقه (مثال سوم) – broadcaster (اسم) پخش کننده – broadcasting (اسم) صنعت پخش رادیو و تلویزیون (مثال آخر)
broadcast
اسم
broadcasts
(اسم) پخش یک برنامه
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره broadcast، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

