برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی swim به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل swim
(فعل) شنا کردن یا پیمودن مسیر با شنا کردن (سه مثال اول) – be swimming in something کاملا غرق در یک مایع بودن (مثال چهارم) – گیج بودن، سر در گم بودن به دلیل بیماری و غیره (مثال آخر)
swim
اسم
swims
(اسم) شنا - in/into the swim (of things) کنایه از آگاه بودن و در جریان بودن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره swim، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


