عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل swim

swim

فعل

US تلفظ صوتی/ˈswɪm/

swims; swam /ˈswæm/ ; swum /ˈswʌm/ ; swimming

(فعل) شنا کردن یا پیمودن مسیر با شنا کردن (سه مثال اول) – be swimming in something کاملا غرق در یک مایع بودن (مثال چهارم) – گیج بودن، سر در گم بودن به دلیل بیماری و غیره (مثال آخر)

She can't swim.

او نمی تواند شنا کند.

The racers must swim the breaststroke.

مسابقه دهندگان باید به صورت کرال سینه شنا کنند.

I swam a mile this morning.

من امروز صبح یک مایل شنا کردم.

potatoes swimming in gravy

سیب زمینی های داخل آبگوشت

After the second drink, my head began to swim.

بعد از دومین نوشیدنی سرم گیج رفت.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) sink or swim موقعیتی که یا باید با تلاش خود پیروز شوید یا کاملا ببازید - swim against the tide/current etc کاری یا حرفی را بر خلاف باور یا خواسته اکثریت زدن (اصطلاح: خلاف جریان آب شنا کردن)

swim

اسم

swims

(اسم) شنا - in/into the swim (of things) کنایه از آگاه بودن و در جریان بودن

Let's go for/have a swim.

بیایید شنا کنیم.

I've been ill, but soon I'll be back in the swim of things.

من بیمار شده ام ولی به زودی بر میگردم و در جریان کارها خواهم بود.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش تصویری برق ساختمان