koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی angle به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

angle

اسم

US /ˈæŋgəl/

angles

(اسم) زاویه (دو مثال اول) – موقعیتی که چیزی از آن دیده میشود (مثال سوم) – جنبه یا طرز فکر کردن یا تصمیم گرفتن یا بحث کردن درباره کسی یا چیزی (مثال چهارم)

a 45° angle

یک زاویه 45 درجه

right angle

زاویه 90 درجه

I realized I was looking at it from the wrong angle.

من فهمیدم که داشتم از موقعیت اشتباه به آن شی نگاه میکردم.

You can look at the issue from many different angles.

تو میتوانی از جنبه های زیادی به این موضوع نگاه کنی.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) دلیل پنهان یا نیت نهان درباره انجام کاری

angle

فعل

angles; angled; angling /ˈæŋglɪŋ/

(فعل) سرازیر کردن، زاویه داشتن، زاویه گرفتن، جابجا کردن یا قرار دادن چیزی به طوری که راست یا صاف نیست (دو مثال اول) – ارائه کردن اطلاعات یا یک داستان به روش خاص (مثال سوم)

The road was angled down toward the river.

این جاده به سمت رودخانه یعنی سمت پایین زاویه داده شده است.

She angled her chair so that she could sit and watch him.

او صندلی خود را جابجا کرد تا بتواند بنشیند و آن پسر را تماشا کند.

The show is angled towards younger viewers.

این برنامه به سمت بینندگان جوان زاویه دارد. (این برنامه جوری طراحی شده است که مورد توجه جوانان قرار بگیرد)

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) ماهیگیری کردن با قلاب ماهیگیری - angle for تلاش کردن برای گرفتن پاسخ یا واکنش از کسی به صورت غیر مستقیم

She was angling for sympathy.

او به دنبال گرفتن همدردی بود. (میخواست مورد همدردی قرار بگیرد.)