برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی sunshine به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل sunshine
(اسم) آفتاب، روشنی و گرمای خورشید (مثال اول) – احساس خوشحالی (مثال دوم) - ray of sunshine کسی یا چیزی که شما را خوشحال میکند – برای خطاب قرار دادن کسی که هم میتواند دوستانه به نظر بیاید و هم توهین آمیز
spring sunshine
آفتاب بهاری
He brought sunshine into our lives.
او در زندگی مان خوشحالی آورد.
Now look here, sunshine.
حالا اینجا را نگاه کن، عزیز.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره sunshine، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

