برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی distribution به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل distribution
(اسم) توزیع، پخش، پراکندگی
She was responsible for product distribution.
او مسئول توزیع محصول بود.
a map showing distribution of global population
یک نقشه نشان دهنده پراکندگی جمعیت جهان
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره distribution، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

