برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی obsession به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل obsession
(اسم) وسواس (مثال اول) – عقده (چیزی یا کسی که مدام درباره آن فکر میکنید - مثال دوم)
She has an obsession about cleanliness.
او نسبت به تمیزی وسواس دارد.
Money has become an obsession for her.
پول به عقده ای برای او تبدیل شده است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره obsession، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


