برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی fuel به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل fuel
(اسم) سوخت – تقویت (مثال دوم)
fuel
فعل
fuels; در آمریکایی fueled ,یا در بریتیش fuelled; در آمریکایی fueling ,یا در بریتیش fuelling
(فعل) سوخت یا نیرو رساندن به چیزی یا تامین کردن انرژی برای چیزی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره fuel، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

