برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی unit به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل unit
(اسم) یک شخص یا گروه یا چیز تنها، واحد – واحد یا یک بخش یک بیمارستان یا شرکت یا یک سیستم و ... (مثال دوم تا چهارم)
The family is the basic unit of society.
خانواده واحد پایه جامعه است.
the central processing unit of a computer
واحد مرکزی پردازش یک کامپیوتر (cpu)
a special unit of the FBI
واحد ویژه اف بی ای
a maternity unit
بخش زایشگاه
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) واحد درسی، بخشی از یک کتاب درسی با موضوع خاص – واحد درسی دانشگاه – واحد اندازه گیری (مثال اول) – واحد تولید یک کارخانه (واحد، دستگاه – مثال دوم) – یک خانه یا بخشی از یک ساختمان (واحد – مثال سوم) – تمام اعداد بین 0 تا 9 – ماشین پلیس – اسباب و اثاثیه ای که به هم متصل می شوند (واحد)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره unit، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


