بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی place در انگلیسی

Place به چه معناست؟

place

اسم

US تلفظ صوتی/ˈpleɪs/

places

(اسم) مکان، محل – خانه یا محل زندگی کسی در عبارت‌هایی مانند my place (مثال سوم) – جا یا صندلی (مثال آخر)

Airports are usually busy places.

فرودگاه ها معمولا مکان های شلوغی هستند.

That’s the best place for the oven.

آن جا بهترین مکان برای اجاق است.

You can come to my place.

شما می توانید به خانه من بیایید.

Can you hold a place for me?

آیا می توانی یک جا برای من نگه داری؟

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) in/into place الف: (در مورد یک نقشه یا برنامه) آماده ب: فعال یا آماده استفاده – رنک یا جایگاهی که چیزی دارد (مثال سوم) – کار یا موقعیتی در یک سازمان یا مدرسه یا یک تیم و غیره (مثال آخر)

Everything’s in place for the meeting.

همه چیز برای این جلسه آماده است.

The new computer system should be in place by next Monday.

سیستم کامپیوتری جدید باید تا دوشنبه آینده آماده استفاده باشد.

She took third place.

او جایگاه سوم را به خود اختصاص داد.

She lost her place in the team.

او موقعیتش را در تیم از دست داد.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) جایگاه یا موقعیت یا وظیفه کسی در قدرت (مثال اول) - all over the place هر جا، همه جا، پخش و پلا - give place to (something) با چیزی جابجا شدن (مثال آخر)

It’s not your place to tell me what to do.

در جایگاه تو نیست که به من بگویی چه کار کنم.

You can buy T-shirts like this all over the place.

یک تی شرت مثل این را می توانید همه جا پیدا کنید.

Your ideas are all over the place.

ایده های شما پخش و پلا است. (سازمان یافته و منطقی نیست)

Small houses gave place to the tall buildings in this town.

خانه های کوچک در این شهر جای خود را به ساختمان های بلند دادند.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) go places موفق شدن - keep (someone) in his/her place کسی را وادار کنیم حدود و جایگاه خود را بداند و از حد خود فراتر نرود - in place of به جای (مثال دوم) - in the first place از همان ابتدا (مثال آخر)

These rules keep women in their place.

این قوانین زنان را در جایگاه فرودست خود نگه می‌دارند.

You can use water in place of oil in this recipe.

در این دستور پخت شما می توانید از آب به جای روغن استفاده کنید.

I should never have taken that job in the first place.

من از همان اول نباید آن شغل را قبول می‌کردم.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) out of place در یک مکان یا موقعیت نامناسب - take place رخ دادن، برگزار شدن - take someone's or something's place جابجا کردن چیزی یا جایگاه چیزی را گرفتن

The boy looked uncomfortable and out of place among the adults.

این پسر در میان بزرگسالان معذب به نظر می‌رسید و انگار جایش آنجا نبود.

The film festival takes place in December.

این فستیوال فیلم در ماه دسامبر برگزار می شود.

place

فعل

places; placed; placing

(فعل) تشخیص دادن یا شناختن یا به یاد آوردن کسی یا چیزی (دو مثال اول) – کسی یا چیزی را در یک موقعیت یا مکان قرار دادن – سفارش دادن، شرط بستن، تبلیغات کردن (مثال آخر)

His accent was impossible to place.

تشخیص اینکه لهجه او متعلق به کجاست غیرممکن بود.

I can’t place her.

من نمی توانم او را بیاد بیاورم.(قیافه‌اش برایم آشناست، ولی نمی‌توانم به یاد بیاورم او را کجا دیده‌ام.)

They were placed next to each other in line.

آن ها در یک صف در کنار هم قرار داده شدند.

Place your bets.

شرط های خود را بگذارید.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) کار پیدا کردن یا سر پناه دادن یا آموزش دادن – با یک رتبه یک مسابقه را تمام کردن

He was later placed with a foster family.

او بعداً به یک خانواده سرپرست سپرده شد.

His horse placed in the last race.

اسب او در آخرین مسابقه صاحب مقام شد. (اول تا سوم)

برخی از عبارت‌های پرکاربرد دیگر place:

  • take someone's place = جای کسی را گرفتن
  • in my place = به جای من / اگر جای من بودی
  • no place = هیچ جا / جایی برای...
  • a place to live = مکانی برای زندگی
  • place an order = سفارش ثبت کردن
  • place a call = تماس برقرار کردن
  • place emphasis on = تأکید کردن بر
  • place importance on = اهمیت قائل شدن برای
  • place a value on = برای چیزی ارزش قائل شدن
افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره place، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی