برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی father - پدر به انگلیسی به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل father
(اسم) پدر - the father of یعنی پدر چیزی بودن (مثال دوم) – پدر مسیحی (مثال آخر) - خدا
father
فعل
fathers; fathered; fathering
(فعل) پدر شدن، پدر بودن – اختراع کردن یا ساختن یا ابداع کردن چیزی
He fathered two children.
او پدر دو فرزند است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره father، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

