برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی guard به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل guard
(اسم) نگهبان
prison guards
نگهبانان زندان
guard
فعل
guards; guarded; guarding
(فعل) نگهبانی دادن، نگهبانی کردن، محافظت کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره guard، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

