koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی amount به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

amount

اسم

US /əˈmaʊnt/

amounts

(اسم) یک مقدار از چیزی (مثال اول) – یک مقدار پول (مثال دوم) - any amount of something اینکه چیزی به مقدار زیاد موجود است، مقدار زیادی از چیزی (مثال سوم)

the right amount of salt

مقدار صحیح نمک

I didn't expect the bill to come to this amount.

انتظار نداشتم که صورت حساب تا این مقدار باشد.

We had any amount of trouble finishing the project.

ما مشکلات بسیار زیادی برای تمام کردن این پروژه داشتیم.

amount

فعل

amounts; amounted; amounting

(فعل) amount to الف: در مجموع شد ...، در مجموع (مثال اول) ب: برابر خواهد بود با ...، همان تاثیر چیزی را دارد، به منزله چیزی بودن (مثال دوم و سوم) - not amount to much/anything/a great deal etc مهم نبودن، ارزشمند نبودن یا موفق نبودن (مثال آخر)

The bill amounted to 15 dollars.

صورت حساب مجموعا شد 15 دلار.

Her answer amounted to a complete refusal.

پاسخ او به منزله امتناع کامل بود.

What that guy was doing clearly did amount to persecution.

کاری که آن مرد داشت انجام میداد به صورت واضحی آزار و اذیت بود.

The evidence didn't amount to much.

آن مدارک، ارزشمند نبودند.