برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
قیمت محصولات آموزشی وبسایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینههای جاری وبسایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزشهای دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی condition به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل condition
(اسم) شرایط – حالتی که عملکرد درستی وجود ندارد (به صورت عامیانه: بیماری) – شرط (مثال سوم)
condition
فعل
conditions; conditioned; conditioning
(فعل) شرطی شدن یا شرطی کردن، منوط به چیزی بودن (دو مثال اول) – با ژل یا نرم کننده دیگری چیزی را نرم کردن - be conditioned on/upon به شرطِ چیزی رخ دادن
conditioned behavior
رفتار شرطی شده
Patients can become conditioned to particular forms of treatment.
بیماران می توانند به فرم های خاصی از درمان شرطی شوند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره condition، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


