برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی fan به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل fan
(اسم) فن، پنکه – طرفدار - hit the fan باعث عصبانیت شدن
fan
فعل
fans; fanned; fanning
(فعل) باد زدن (مثال اول) - to fan a fire در آتش دمیدن (چه یک آتش چه یک احساس) - fan out باز کردن، پهن کردن
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


