برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی flexible به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل flexible
(صفت) انعطاف پذیر، قابل تغییر، شناور – flexibility (قید) انعطاف پذیری (مثال سوم) – flexibly (قید) با انعطاف
I’m fortunate because my job has flexible hours, and I can come and go pretty much as I want.
من خوش شانسم چون کار من ساعت های شناور دارد و می توانم تقریبا هر طور که می خواهم بیایم و بروم.
The wire has to be flexible enough to go around corners of the room.
این سیم باید به اندازه کافی انعطاف پیر باشد تا گوشه های اتاق را دور بزند.
Stretching exercises will help your flexibility.
تمرینات کششی به انعطاف پذیری شما کمک خواهد کرد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره flexible، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

