برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی prayer به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل prayer
(اسم) عبادت، نیایش، نماز، دعا – prayers همچنین به معنی مراسم مذهبی است (مثال آخر) - not have a prayer (of doing something) شانسی برای موفقیت نداشتن - on a wing and a prayer بدون شانس زیادی برای موفقیت
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره prayer، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

