koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی do به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

do

فعل

US /ˈduː/

does /ˈdʌz/ ; did /ˈdɪd/ ; done /ˈdʌn/ ; doing /ˈduːwɪŋ/

(فعل) انجام دادن - what’s doing /what’s doing at a particular place اینکه بپرسید در جایی چه خبر است یا چه اتفاقی افتاده است (مثال دوم) – برای انجام یک کار که خود آن کار مجموعه ای فعالیت ها است و شما نمیخواهید تک تک آن ها را نام ببرید (مثال سوم) – مسافرت کردن (مثال آخر)

What can I do for you?

چه کاری می توان برای شما انجام دهم؟

What’s doing at the office?

در اداره چه خبر است؟

Who did the dishes?

چه کسی ظرف ها را شسته اشت؟

We did 300 miles yesterday.

ما دیروز 300 مایل سفر کردیم.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) قابل قبول، کافی، مناسب (مثال اول) - do someone in الف: خسته کردن کسی (مثال دوم) ب: باعث شکست کسی شدن - do someone out of something کسی را از حق خود محروم کردن (مثال سوم)

I don't need any more tea, thank you. One cup will do.

من چای بیشتر نمی خواهم، ممنون. یک لیوان کفایت میکند.

You look done in.

تو خسته به نظر میرسی.

They did her out of her inheritance.

آن ها او را از ارثش محروم کردند.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) do away with something از چیزی خلاص شدن یا آن را از بین بردن (مثال اول) - do over something یک اتاق یا بخشی از خانه را به طریق جدیدی تزیین کردن (مثال دوم) - do without something/someone موفق شدن بدون کسی یا چیزی

The use of robots would do away with boring low-paid factory jobs.

استفاده از ربات ها، مشاغل کارخانه ای که حقوق ناچیزی دارند را از بین میبرد.

We plan to do over the room next year.

ما می خواهیم شال بعد این اتاق را دوباره دکوراسیونش را انجام دهیم.

do

فعل کمکی

(فعل کمکی) هنگام سوال کردن یا هنگام بیان یک جمله منفی (مثال اول) – برای تاکید روی فعل (مثال دوم) – برای پرهیز از تکرار فعلی که قبل تر گفته شده است (مثال سوم)

Where do you work?

کجا کار می کنی؟

I did say she was a liar, but I didn't mean it.

من گفتم که او دروغگو است ولی منظوری نداشتم. (در این مثال، do برای تاکید به کار رفته است به این معنی که: من قطعاً گفتم)

So now you know as much as I do.

خب الان تو به اندازه من خبر داری. (So now you know as much as I know.)

(فعل کمکی – ادامه بررسی معنی واژه) به جای فعل اصلی و در پایان جمله برای سوال کردن (مثال اول) - do justice to someone/something یا do someone/something justice حق مطلب را در خصوص چیزی یا کسی بجا آوردن یا توصیف کردن (مثال دوم) - something does the trick اینکه چیزی اثر لازم یا مطلوب را دارد (مثال سوم)

You play the guitar, don't you?

تو گیتار میزنی، اینطور نیست؟

That photo doesn't do you justice.

آن عکس حق مطلب را درباره شما بجا نمی آورد. (مثلا جذابیت شما را به خوبی نشان نمیدهد)

Is this envelope large enough to do the trick?

آیا این پاکت نامه به اندازه لازم بزرگ است؟

(فعل کمکی – ادامه بررسی معنی واژه) do wonders for something/someone باعث پیشرفت شدن یا اثر خیلی خوبی داشتن