برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی twin به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل twin
(اسم) یکی از دوقلوها – جفت یکی دیگر (مثال دوم)
twin
صفت
(صفت) دوقلو – برای توصیف دو چیز یکسان (سه مثال آخر)
twin
فعل
twins; twinned; twinning
(فعل) رابطه خیلی خاص و نزدیک ایجاد کردن – جفت کردن دو چیز
Cambridge is twinned with Heidelberg.
کمبریج رابطه نزدیکی با هاروارد برقرار کرده است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره twin، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


