برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bucket به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bucket
(اسم) سطل – دهنه بیل مکانیکی و ... – buckets مقدار زیادی از چیزی مخصوصا یک مایع - in buckets (در مورد باران) خیلی شدید (مثال سوم) – (در بسکتبال) یک پرتاب موفق
a bucket and mop
یک سطل و طی
a bucket of milk
یک سطل شیر
That night it came down in buckets.
آن شب باران به شدت میبارید.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) a drop in the bucket یک چیز کم تاثیر یا بی تاثیر (مثال اول) - kick the bucket کنایه از مردن
These contributions are just a drop in the bucket.
این کمک ها خیلی ناچیز هستند.
bucket
فعل
buckets; bucketed; bucketing
(فعل) bucket down به شدت باریدن
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره bucket، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

