koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی bucket به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

bucket

اسم

US /ˈbʌkət/

buckets

(اسم) سطل – دهنه بیل مکانیکی و ... – buckets مقدار زیادی از چیزی مخصوصا یک مایع - in buckets (در مورد باران) خیلی شدید (مثال سوم) – (در بسکتبال) یک پرتاب موفق

a bucket and mop

یک سطل و طی

a bucket of milk

یک سطل شیر

That night it came down in buckets.

آن شب باران به شدت میبارید.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) a drop in the bucket یک چیز کم تاثیر یا بی تاثیر (مثال اول) - kick the bucket کنایه از مردن

These contributions are just a drop in the bucket.

این کمک ها خیلی ناچیز هستند.

bucket

فعل

buckets; bucketed; bucketing

(فعل) bucket down به شدت باریدن