koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی young به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

young

صفت

US /ˈjʌŋ/

younger /ˈjʌŋgɚ/ ; youngest /ˈjʌŋgəst/

(صفت) جوان، نوپا (دو مثال اول) - not getting any younger اینکه به کسی بگویید که دارد پیر می شود و ممکن است فرصت زیادی برای انجام کاری را نداشته باشد (مثال سوم) - the younger (در مقایسه کردن) کسی که جوان تر است - years young برای توصیف سن یک فرد پیر به صورتی که جوان توصیف شود (مثال چهارم)

His wife's very young.

همسر او خیلی جوان است.

a young industry

یک صنعت نوپا

We need to start thinking about our retirement. We’re not getting any younger, you know.

ما باید فکر کردن درباره بازنشستگی خود را آغاز کنیم. فرصت چندانی نداریم، می دانید.

He is 80 years young.

او یک جوان 80 ساله است.

(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) you're only young once تنها یک بار جوان هستی، از جوانی خود لذت ببر یا استفاده کن - young at heart فکر کردن یا رفتار کردن مانند یک جوان (مثال اول)

Dad may be nearly 90 but he's still young at heart.

پدر شاید حدود 90 سال داشته باشد ولی قلب جوانی دارد.

young

اسم

(اسم) the young افراد جوان یا حیوانات جوان (مثال اول) - young and old پیر و جوان

The show is extremely popular, especially with the young.

این برنامه بسیار محبوب است، مخصوصا بین جوانان.