koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی camp به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

camp

اسم

US /ˈkæmp/

camps

(اسم) کمپ، مکان موقت – گروهی از مردم که در چیزی با هم مشترکند (مثال سوم) – کمپ به معنی زندان موقت هم به کار می رود

Let's return to camp.

بیایید به کمپ برگردیم.

an army camp

یک کمپ ارتش

People are split into two camps on this issue.

مردم درباره این موضوع به دو گروه تقسیم می شوند.

camp

فعل

camps; camped; camping

(فعل) کمپ زدن - camp it up مبالغه آمیز حرف زدن

We camped in a valley between the two mountains.

ما در یک درّه بین آن دو کوه اطراق کردیم.