برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی camp به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل camp
(اسم) کمپ، مکان موقت – گروهی از مردم که در چیزی با هم مشترکند (مثال سوم) – کمپ به معنی زندان موقت هم به کار می رود
camp
فعل
camps; camped; camping
(فعل) کمپ زدن - camp it up مبالغه آمیز حرف زدن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره camp، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

